خرید بک لینک
"او" کیست؟ کدام است؟
اویی که به صرف یک فنجان چای
به شلوغ ترین کافه شهر دعوت می شود
اویی که مقابلم می نشیند
حبه قند را با دندان آسیا خرد می کند
صدای ریز ریز شدن در تنم می پیچد
و قند در دل من آب می شود
"او" کیست؟ کدام است؟

برچسب: من حبه قند توام,من حبه قند کوچکی بودم که, نویسنده: رادین فدایی تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 13:56

امشب فرق دارد خوب، این را همه می دانند امشب شصت ثانیه، نه نه، یک دقیقه، بیشتر از هر روز می توانم به تو فکر کنم طره های طلایت را یک دقیقه بیشتر دور دستم بپیچم یه دقیقه بیشتر به حرفایت گوش بدهم و یه دقیقه بیشتر با یاد تو باشم. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60

برچسب: هر روز بیشتر از دیروز دوستت دارم, نویسنده: رادین فدایی تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 13:56

چیزهایی را از دوش این رابطه باید سُر داد
خاطرات تلخ را باید چید
گریه ها را خواباند
سنگ دل ها سابید.
سپس در میان اوراق سفید دفترخانه عقد
بروی خط یک رنگی نشست
بله را گفت و خندید و از نو خاطره ساخت...

برچسب: از نوادگان تیمور,از نویسندگان نامدار فرانسه,از نو شروع میکنم, نویسنده: رادین فدایی تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 13:56

مثلا امشب یلدا بود، طولانی ترین شب سال. با پدر تنها بودیم، پدر دنبال قاتل سفیر روسیه در استانبول بود، من تکالیف کلاس زبانم را می نوشتم، گاهی عکس های یلدایی بچه ها را لایک می کردم و گاهی به صدای حلب حلب گفتن قاتل گوش میدادم، امشب مثلا یلدا بود. امشب حتی تنهاتر از هر شب دیگری بودم، مثلا شب یلدا بود، مثلا خانواده ها دور هم جمع بودند، اما خانه ما خلوت بود، همیشه اینگونه بوده است. شب یلدا بود، من در سایت سنجش دنبال دکتری بودم، در اتاقم تنها کز کرده بودم، به صدای کمانچه گوش میدادم، همه چی آرام بود، آرام آرام حس می کردم این ویژه بودن و طولانی بودن این شب یلدا را... به سرم می زد بروم و هندوانه بخرم، بسرم می زد منم دستی بجنبانم و سفره ای چیزی پهن کنم و مثلا دور هم باشیم، اما کسی نبود، پدر از قاتل آندری کارلوف بازجویی می کرد، من مشق شب می نوشتم، بی خود و بی جهت وقت را می کشتیم، و اصلا کسی از ما بازجویی نمی کرد، مثلا شب یلدا بود.

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 13:56

در نطفه ی هر بوسه ی عشق
نغمه ای از تابش خورشید
بارش شر شر باران
و نهالی باید کاشت به بلندای احساس بین من و تو
در زمینی که گرداگرد آن
فرکانس من و تو
حلقه به حلقه
به پیش می تازد...

برچسب: اچ دی,در یاه ست,در بدر, نویسنده: رادین فدایی تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 13:56

شب از نیمه گذشت، دلم نصف جان شد. تو آمدی، میان دستانم تو را به سمت خودم کشیدم، انگار آغوشم سال ها در حبس بود، چه شیرین بود آن حکم وصال، یعنی همان بوسیدن تو در نیمه دیگر شب جان من عطر تنت نصف جانم را خرید باقی دیوانگی بود جان من آخر جنس ما دیوانگی ست تو و من دیوانه یکدیگریم. Deniz Seki - Bu Sevda Bu Şehre Sığmaz متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False">

برچسب: نویسنده: رادین فدایی تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 13:55

وقتی با هم حرف میزنیم
خودم را بی دست و پا می بینم
که دیگر نای راه رفتن هم از من سلب می شود
وقتی با او حرف میزنم،
انگار مغزم سوت می کشد،
قلبم تیر می کشد،
زبانم خشک می شود،
وقتی برای او حرف میزنم، جمله هایم، همه سر و ته شده و کوتاه است،
وقتی با او معاشقه می کنیم، خودم را، جزو انسان های برگزیده این کره، خاکی می دانم
وقتی اینقدر از نزدیک به چشمان او خیره می شوم
خودم را خوشبخت می بینم

برچسب: وقتي اللي,وقتي نيچه گريست,وقتي همه خوابيم, نویسنده: رادین فدایی تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 13:55

صفحه بندی